×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

افزونه جلالی را نصب کنید.  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
آنچه را نمی‌دانم، می‌گویم نمی‌دانم و آنچه را می‌دانم و نباید بگویم، می‌گویم نمی‌گویم/رفیق دوست از خود روایت می‌کند

الهی أنطقنی بالهدى وألهمنی التقوى

یادداشت راوی

سه سال پیش فرمانده محترم کل سپاه سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری، یعنی همان عزیز جعفری خودمان طی نامه ای که از سوی سردار فتح الله جعفری فرستاده بودند، از بنده خواستند که خاطرات و محفوظات خودم را از دوران دفاع مقدس بیان کنم. کار مصاحبه و تدوین خاطرات بر عهده برادری محترم و خبره آقای سعید علامیان بود. کتاب حاضر نتیجهٔ ۲۱ جلسه (۴۸) ساعت) گفت وگوی حقیر با ایشان است.

زمانی که ۳۰ سال از آغاز جنگ و ۲۲ سال از پایان جنگ میگذرد سراغ بنده را گرفتند. حالا شخصی که هفتاد سالگی را پشت سر گذاشته است چقدر ذهنش یاری میکند که انبوه خاطرات دفاع مقدس را که هر روز و ساعتش داستانی و حکایتی است بیان کند. اما حقیر بنا گذاشتم آنچه را که یادم بیاید یا اینکه خود آقای علامیان از نوشته ها و مصاحبه ها و جراید و گفتار دیگر برادران یادآوری میکند و یادم بیاورد، بیان کنم و به ایشان عرض کردم آنچه را میدانم میگویم و آنچه را نمیدانم میگویم نمیدانم و آنچه را میدانم و نباید بگویم، می گویم نمیگویم از خدا خواستم که مرا یاری دهد بتوانم برای تاریخ صحبت کنم و تاریخی را که تا قبل از انقلاب اسلامی سالهای سال برای ما نوشتند خودمان بنویسیم و واقعیت ها را هم بنویسیم که بسیاری از بزرگان نیز بعد از انقلاب چنین کردند تا نسل جوان امروز و نسل های آینده با حقیقت ماجراها آشنا شده و ارزش کار نسل انقلاب را بهتر ارزیابی نماید.

ذکر این نکته ضروری است که اگر در این کتاب در بیان خاطرات از ضمیر مفرد استفاده کرده ام به هیچ وجه منظور این نبوده که همه این کارها را بنده به تنهایی انجام داده ام. بلکه بر آنم که اگر موفقیتی بوده که به فضل خداوند بسیار بوده اولا در درجه اول، لطف بیکران حضرت حق و خواست و اراده آن معبود یکتا و بی همتا و بعد از آن عنایت و حمایت حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است که شرایط کار و خدمت رسانی را برای علاقه مندان به اسلام و انقلاب فراهم فرمودند و از هر حرکت مثبت و خیری در راه حفظ و رشد انقلاب حمایت کردند. همچنین تأثیر حمایت دیگر بزرگان و در رأس آنها مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای را نیز که ادامه دهنده راه امام اند در پشتیبانی از کارهای خوب مسئولان نباید نادیده گرفت.

ثانیاً، چون حقیر انسان ضعیفی بودم، از همان ابتدای قبول مسئولیت همیشه همکاران قوی تر از خود را انتخاب میکردم و معتقد بوده و هستم که اگر انسان برای مأموریتی همکاران قوی تر از خودش را انتخاب کند قوت آنها را به خود افزوده و اگر بخواهد آقا بالاسر باشد و افراد ضعیف را انتخاب کند، ضعف آنها را به ضعف خود افزوده است. همکاران عزیز من می توانند گواهی بدهند که این جانب هرگز فرماندهی و ریاست نکرده ام بلکه همیشه با همراهی برادرانه و مشفقانه همکاران و دوستانم با رعایت همه حقوق یک مسئول مأموریتها را انجام می دادیم. افتخار من این است که همکارانی مؤمن و متعهد قوی تحصیل کرده مبتکر سخت کوش و در یک کلمه حزب اللهی واقعی را انتخاب کرده بودم و آنچه در دوران مسئولیتم در سپاه و دفاع مقدس، چه در تدارکات سپاه و چه در وزارت سپاه اتفاق افتاد نتیجه مدیریت و ابتکار و سخت کوشی و خستگی ناپذیری همه آن عزیزان بوده است؛ و خداوند را بر این نعمت بزرگ شاکرم.

این کتاب روایت یک دهه از انقلاب از زبان حقیر است که به علت سؤالهای برادر مصاحبه کننده به قبل یا بعد از آن هم اشاراتی شده است. ان شاء الله اگر خدا توفیق دهد و مهلت فراهم شود خاطرات ده سال بعد را هم خواهم گفت؛ که حقیقتاً هم آن ده سال دوم که در بنیاد خدمت میکردم از سالهای سخت دوران خدمتم به شمار میرود. اگر چه ده سال اول سراسر شور و جنبش و حرکت و ساخت و تولید و نوآوری بود همه آنها سرشار از لذت بوده و هرگز احساس خستگی نکردم و نکردیم. گاهی پیش می آمد که در ۲۴ ساعت کمتر از دو سه ساعت میخوابیدیم و با وجود فشارهای زیادی که روی لجستیک و وزارت سپاه بود که بخشی از آنها طبیعی بود و بخش دیگری هم غیر طبیعی یک لحظه هم آرزویی غیر از رضایت حق و خشنودی امام نداشتیم. اما ده سال دوم که آن هم به فضل خدا منشأ خيرات و برکات بسیاری بود، بسیار سخت گذشت؛ اما گذشت

در مقدمه عرض کردم که اگر در ده سال خدمت در سپاه توفیقی حاصل شده از برکات قادر متعال بوده و دعای امام و امت و تلاش بزرگ مردانی که در سطحی بالاتر از حقیر اما در کنار بنده زحمت کشیدند و برادرانی که از آغاز تشکیل سپاه در واحد تدارکات بودند و وزارت را هم سامان دادند که باید از آنها تشکر کنم. تبلور این همبستگی در عملیات ها باعث می شد همه با هم به جبهه برویم و در جبهه بمانیم و با هم از جبهه برگردیم تشکیل قرارگاه «صراط المستقيم» و «ستاد فوریتهای جنگ و تفکیک نشدن وزارت و سپاه با یاری همین همکاران صورت گرفت. ما با هم وظیفه پشتیبانی از بهترین بندگان خدا – رزمندگان شیر دل سپاهی و بسیجی – را انجام میدادیم به تازگی ستاد پشتیبانی و آماده سپاه تصمیم گرفته است که یادواره چهار هزار شهید عضو لجستیک سپاه را برگزار کند. بنده همیشه از رفتن برادران لجستیک و وزارت به خط مقدم جلوگیری میکردم مگر آنکه برای حضور در لجستیک سپاه یا وزارت و فعالیت در دو قرارگاه «صراط المستقیم» و «ستاد فوریتهای جنگ مأموریت می یافتند ما در میان خیل شهدای لجستیک و قرارگاه صراط و ستاد فوریتها شهدای بزرگواری داریم که هم به آنها افتخار میکنیم و هم غبطه می خوریم.

و امروز خدای را سپاس میگویم که همکاران عزیز من در سپاه و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح همه از بهترین و کارآمدترین و صالح ترینها هستند و مایه افتخار و مباهات این بنده حقیر بسیاری از آنها، در حال حاضر در مناصب بالای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مشغول ادای وظیفه اند.

محسن رفیق دوست

موسسه مطالعات سیاسی فرهنگی اندیشه ناب

برچسب ها : ,

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.